عنوان مقاله: کشاورزی پایدار
تهیه کننده: خدیجه نیکنام (عضوسازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس)
عنوان صحفه
چکیده............................................................................................................................................. 0
مقدمه ............................................................................................................................................. 1
روابط آب در نظام های کشاورزی پایدار....................................................................................... 2
نزولات............................................................................................................................................. 2
انتقال آب از فصلی به فصل دیگر به عنوان مکمل نزولات ......................................................... 3
نفوذ ................................................................................................................................................ 4
تبخیر آب خاک .............................. ............................................................................................. 5
عوامل افزاینده ظرفیت ذخیره خاک............................................................................................. 5
روش های مدیریتی خاک برای حاصلخیزی پایدار خاک ............................................................ 6
روش های مصرف کود .................................................................................................................... 6
مدیریت گیاهان زراعی برای حاصلخیزی خاک............................................................................ 7
کاهش تلفات عناصر غذایی .......................................................................................................... 8
عملیات مدیریت خاک ............................... .................................................................................. 9
مدیریت گیاهان زراعی .................................................................................................................. 11
مدیریت علف های هرز .................................................................................................................. 12
مدیریت تلفیقی آفات و کشاورزی پایدار ..................................................................................... 14
بحث و نتیجه گیری ...................................................................................................................... 16
منابع و مآخذ ................................................................................................................................ 17
فهرست مطالب
چکیده
پایداری کشاورزی از جنبه های زیست محیطی و در رابطه با منابع و جمعیت دنیا از اهمیت خاصی برخوردار است . توجه به اثرات محیطی ، از بین رفتن منابع، سلامت نظام های متداول تولید غذا بنیه جامعه ی روستایی و هزینه برنامه های کشاورزی دولت همه حاکی از نیاز به رهیافت های جدید برای کشاورزی است. کشاورزی پایدار ایستگاهی است که دربرگیرنده رهیافت های جدید کشاورزی در جهت حفاظت از محیط، حفظ منابع طبیعی، کاهش مصرف ترکیبات شیمیایی بالقوه¬ی سمی و افزایش استقلال مالی می باشد. کشاورزی پایدار برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد و همانند کشاورزی متداول گریبانگیر مسائل اقتصادی می باشد. این مشکلات شامل تخصصی شدن، کاهش نیروی کارگری و استفاده ی زیاد از نهاده های قابل خریداری می شود. بیش از یک نسل است که کشاورزان عقیده داشتند که کودهای شیمیایی مصنوعی و آفت کش ها برای آنها ضروری است. کشاورزی پایدار در درازمدت، کیفیت محیط و منابع طبیعی را ارتقاء می دهد، غذا و پوشاک انسان را تأمین می کند، از نظر اقتصادی پویا است و کیفیت زندگی کشاورز و کل جامعه را افزایش می دهد.
مقدمه
با افزایش بی رویه ی جمعیت جهان، منابع آب و زمین لازم برای تولید بیشتر نیازهای غذایی محدود می شود کاهش سرانه دسترسی به زمین های زراعتی ایجاب می کندکه افزایش تولید بایستی در نتیجه ی بهره وری بالاتر به کار گرفته می شوند کیفیت محیط زیست را تنزل داده و آن را تحدید می کنند. بنابراین چالش امروز متخصصان و دست اندرکاران کشاورزی، افزایش بهره وری با حفظ و یا بهبود کیفیت محیط شامل آب، خاک و هوا می باشد عملیات مدیریت کشاورزی بایستی طوری طراحی شود که کمترین میزان خسارت ممکن به منابع تولید مانند خاک، آب و هوای محیط وارد شود. چرا که در تغییرات آب و هوایی در آینده تأثیر گذار می باشد.
کشاورزی پایدار باید خصوصیات زیر را دارا باشد:
1- تنوع کاشت گیاهان زراعی به جای کاشت مداوم یک یا چند گیاه زراعی یکساله.
2- کنترل بیولوژیکی آفات و دیگر روشهای ابداعی برای کاهش مصرف آفت کش ها.
3- پیشگیری بیماری های دامی به جای استفاده از آنتی بیوتیک ها
4- اصلاح ژنتیکی گیاهان زراعی برای مقاومت به آفات ، بیماری ها وخشکی و استفاده¬ی مؤثر از عناصر غذایی.
روابط آب در نظام های کشاورزی پایدار:
آب یکی از نهاده های اصلی هر نظام کشاورزی است به سبب ارتباط زیاد میان فتوسنتز و تعرق در سطح برگ. تولید گیاهان زراعی و مرتعی معمولاً همبستگی زیادی به مصرف آب دارد برای اینکه نظام های کشاورزی در درازمدت دارای بازده بوده و برای اطمینان از این که آب کافی برای رشد گیاه در دسترس است. آب بیش از حد باعث انهدام اراضی نخواهد شد مدیریت آب ضروری است .
نزولات:
سازمان خوار وبار کشاورزی جهانی(FAO) برآورد کرده است که 600 میلیون هکتار از اراضی بالقوه قابل کشت دنیا به علت محدودیت آب مورد استفاده قرار نمی گیرند. این راضی تقریباً معادل اراضی است که مورد کشت گیاهان زراعی قرار می گیرد. و تولید در بسیاری از مناطق دنیا از سالی به سال دیگر تحت تأثیر بارندگی می باشد. با توجه به اینکه نمی توان کار زیادی برای تغییر مقدار نزولات انجام داد وضعیت فعلی نشان می دهد که تغییر اقلیم جهانی ناشی از افزایش گازهای گلخانه¬ای می تواند باعث تغییرات منطقه¬ای محسوسی در میزان نزولات در نیم قرن آینده شود.
نزولات در یک منطقه¬ی خاص می تواند با آب حاصل از بارندگی در مناطق دیگر و یا به وسیله ی آبیاری و یا عملیات کشاورزی با رواناب تکمیل شود.
آبیاری با استفاده از آبخوابها ، آبی را که در طی سالیان دراز ، یا حتی قرن ها تجمع یافته است، استفاده می کند. آب ذخیره شده در یک فصل را می توان در فصل بعدی نیز مورداستفاده قرار داد.
انتقال آب از فصلی به فصل دیگر به عنوان مکمل نزولات:
ذخیره سازی بارندگی در طی فصل آیش برای استفاده در فصل زراعی بعد . روشی است که در بسیاری از نواحی نیمه خشک دنیا برای تکمیل بارندگی فصل رشد انجام می شود.هدف اولیه در آیش ذخیره آب در طول فصل غیرزراعی به منظور استفاده از آن در فصل بعد می باشد اما کارایی این گونه ذخیره سازی نسبتاً کم است.
کارایی ذخیره سازی برحسب نوع خاک، فراونی و مقدار بارندگی در هر نوبت و مقدار تبخیر بسبار متغیر است.
تحقیقات نشان داده که بیشترین ذخیره سازی در خاک های ریزبافت و یاخاکهایی که در بخش زیرسطحی آنها دارای رس هستند. بنابراین سیستم هایی که بارندگی را تکمیل می کنند می توانند در درازمدت پایدار باشند اما برای پایداری درازمدت باید توازن آب و هوایی و خروجی و ورودی حفظ شود. مدیریت آبیاری جهت جلوگیری از آبیاری بیش از حد در خاک های غیرقابل نفوذ وجود گیاهان زراعی که آب را به طور کارآمد استفاده می کنند همه در ثبات درازمدت مهم هستند. به همین ترتیب نظام کشاورزی که با آب جاری انجام می¬شود باید دقیقاً متوازن باشد تا از بارندگی به طور کامل استفاده شود. بدون اینکه در سال های پرآب، آب اضافی وجود داشته باشدو یا در سال های خشک کمبود آب و کاهش عملکرد داشته باشد.
نفوذ:
جهت پایداری یک نظام کشاورزی با آب جاری و رواناب، برای اینکه رواناب به حداقل برسد نفوذ سریع آب به داخل خاک مهم است. نفوذ آب به داخل خاک عمدتاً تحت تأثیر شیب خاک و خصوصیات سطح خاک است البته خصوصیات خاک تحت الارض که مانع نفوذ آب به لایه های عمیق تر می گردد نیز می تواند نهایتاً در نفوذ مؤثر باشد.
مدارک تاریخی در ارتباط با سله شکنی سطح خاک توسط سرخپوشان جنوب غربی آمریکا در طی دروه های بین بارندگی به منظور افزایش نفورپذیری خاک، شاید یکی از اولین موارد اصلح سطح خاک باشد. با استفاده از خاکسوزی متداول روش¬های مورد استفاده جهت نفوذ بارندگی و جلوگیری از رواناب شامل کشت روی خطوط ترازه، کشت نواری، سکوهای شیب دار، سکوهای عریض، بندهای جوی و پشته ای، شخم کرتی، شیار کردن کرتی، و کرت های کوچک است. و هدف اولیه برای بکارگیری از این روش ها شاید کاهش فرسایش باشد. حفظ بقایای گیاهی در سطح خاک همراه با شخم کاهش یافته و یا استفاده از شخم حفاظتی روش های دیگر برای افزایش نفوذپذیری هستند.
افزایش بقایا در سطح خاک، افزایش مقدار مواد آلی خاک یا تغییر پراکنش آن در تغییر پروفیل خاک همراه بوده و بر نفوذپذیری نیز مؤثر بود.
تبخیر آب خاک:
کاهش تلفات آب به وسیله ی تبخیر در شرایط بارندگی یکسان زمینه ی بالقوه ای را برای بهبود، تولید محصولات زراعی فراهم ساخته و پایداری را حفظ می کند.
به گزینی ارقامی از گندم با رشد اولیه سریع و استفاده از تراکم های گیاهی بیشتر و یا تاریخ کاشت زودتر برای افزایش رشد اولیه ی مکانیزم هایی برای کاهش تبخیر آب خاک و افزایش استفاده از آب توسط گیاه زراعی هستند.
بقایای گیاهی و مالچها به عنوان موانع فیزیکی در مقابل انتشار بخار آب از سطح خاک عمل کرده و بدین ترتیب موجب ذخیره ی آب برای مصارف بعدی گیاه می شوند.
عوامل افزاینده ظرفیت ذخیره ی خاک :
روش رایجی که برای افزایش ظرفیت ذخیره سازی وجود دارد. افزایش حجمی از خاک است که برای ریشه دهی مناسب باشد. استفاده از سلولز برای زیرکنی. استفاده از گچ برای خاکدانه¬های پایدار برنامه های به نژادی برای انتخاب ارقام با سیستم ریشه ای قویتر همگی در این زمینه عمل می کنند. در حالیکه این گونه روش ها نفوذآب، رشد ریشه و مصرف آب توسط گیاهان زراعی را افزایش می دهند. در واقع بیشترین اثر را بر پایداری سیستم خواهند داشت. روش دومی که برای افزایش ظرفیت ذخیره سازی مورد استفاده قرار می گیرد حجم را افزایش نداده بلکه، ظرفیت ذخیره سازی آب در خاک را در واحد حجم خاک بهبود می-بخشد.اضافه کردن مواد آلی با دیگر مواد اصلاح کننده¬ی خاک می تواند ظرفیت نگهداری آب قالب دسترسی را افزایش دهد.
روش های کشت بر اساس فرصت های مناسب:
حفاظت آب و بهره وری مفید از آن بهترین روش ارتقاء پایداری است لازمه ی این روش ها این است که کشاورز خود را با خصوصیات خاک و اقلیم سازگار یافته و به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا بتواند از بارندگی های غیرمعمول نیز استفاده کند.
روش های مدیریت خاک برای حاصلخیزی پایدار خاک :
روش های مصرف کود:
با توجه به اینکه مقادیر بیش از حئ عناصر غذایی می تواند وارد منابع آب های سطحی و زیرزمینی شود. هدف از برنامه ی حاصلخیزی خاک، استفاده ی کارآمد از تمام عناصر غذایی مصرف شده در خاک است. ازت وفسفر عناصر غذایی گیاهی هستند که از نظر محیطی اهمیت زیادی دارند . ازت در غلظت بیش از 10 میلی گرم نیترات در هر لیتر باعث مت هموگلوبین و فسفر باعث تحریک رشد جلبک ها در دریاچه ها و رودخانه می شود . پتاسیم سومین عنصر غذایی عمده است که معمولاً برای حفظ حاصلخیزی خاک به زمین داده می شود و اثرات تخریبی بر محیط ندارد ولی در بعضی شرایط غلظت زیاد پتاسیم باعث شکست شوری می شود. برای رسیدن به حاصلخیزی پایدار خاک بدون تجمع بیش از حد و احتمال آلودگی منابع آب های سطحی و زیرزمینی، باید تعادل جامع بین ورود و خروج به صفر برسد، اگر موازنه منفی باشد عناصر غذایی بتدریج تخلیه شده و قابلیت تولید کاهش می¬یابد. این وضعیت ممکن است برای هر یک از عناصر غذایی وجود داشته باشد . تعادل جامع مثبت هنگامی رخ می دهد که افزایش خالص عناصر غذایی وجود داشته باشد . این حالت عمدتاً در مزارعی که تعداد نستباً دام وجود دارد به خصوص اگر خوراک دام زیاد وارد شود این وضعیت غالباً باعث تلفات عناصر غذایی یعنی ورود آنها به آب های سطحی و زیرزمینی می شود.
به کمک روش هایی می توان نهاده ها و بازده عناصر غذایی در زراعت را برقرار نمود . این روش ها شامل آزمایش خاک و تجزیه ی گیاه جهت اندازه گیری دقیق توازن عناصر غذایی و همچنین مدلسازی برای پیش بینی اثرات طولانی مدت انواع مدیریت های مختلف می باشد.
مدیریت گیاهان زراعی برای حاصلخیزی پایداری خاک:
انتخاب و توالی گیاهان زراعی یکی از آسانترین عوامل انسانی برای بهره برداری در جهت توسعه¬ی حاصلخیزی پایدار خاک است. تناوب زراعی روش جدید نیست. به عنوان مثال کاشت ذرت بعد از سویا اغلب با 10 تا 15 درصد افزایش عملکرد همراه است . تناوب زراعی به کنترل علفهای هرز و بیماری ها کمک می کند. چرخه ی زندگی حشرات را برهم می زند و اغلب فرصت هایی را برای توزیع مخاطرات اقتصادی و بهره برداری بهتر از نیروی کارگری در کار کشاورزی فراهم می کند.
کشت گیاهان زراعی پوششی؛ بین غلات و گیاهان زراعی نقدینگی عملیات دیگری از انتخاب گیاهان رزاعی است که می توان برای توسعه ی یک برنامه حاصلخیزی پایدارتر خاک سودمند باشد .
کاهش تلفات عناصر غذایی:
نکته¬ی اصلی برای توسعه نظام های حاصلخیزی پایدار خاک، کاهش تلفات عناصر غذایی در نظام های کشاورزی است. اگر چه مقداری عناصر غذایی از طریق برداشت محصول زراعی و تولیدات دامی بدون توجه به عملیات مدیریت خارج خواهد شد ولی تلفات از طریق رواناب یا آبشویی که می تواند خصوصیات کیفی محیط را تخریب کند باید به حداقل برسند چرخش مجدد کود دامی، به عنوان یک منبع عناصر غذایی، مزیتی برای محیط است.
تلفات عناصر غذایی از طریق رواناب از زمین های کشاورزی به شکل های محلول و غیرمحلول صورت می گیرد. در زمین های زراعی عناصر غذایی غیرمحلول تا 90% کل اتلاف از طریق رواناب را شامل می شوند. با کاهش فرسایش خاک از طریق شخم حفاظتی و شامل کردن علف چمنی، اتلاف عناصر غذایی از طریق رواناب معمولاً به شکل محلول خواهد بود.
با به حداقل رساندن نیروی برخورد قطرات باران از طریق تثبیت سطح خاک یا با حفظ پوشش گیاهی به شکل کشت گیاه زراعی یا بقایای گیاه آنها ، تلفات خاک را می توان کاهش داد. تلفات خاک را می توان با ضعیف کردن نیروی فرساینده ی رواناب از طریق کاهش شیب، منحرف کردن رواناب، یا کاهش سرعت رواناب از طریق شخم در خدمت خطوط تراز سکوبندی، کانال کشی نیز کاهش داد.
اتلاف عناصر غذایی بویژه فسفر و ازت از طریق آبشویی نیز صورت می گیرد زمانی که نزولات بیش از تبخیر و تعرق بالقوه باشد آبشویی در نیمرخ خاک رخ می دهد. مقدار و فراوانی آبشویی به وسیله مقدار، نوع ، پراکنش فصلی نزولات تعیین می شود. پوشش گیاهی با کاهش مقدار آب و عناصر غذایی قابل دسترسی جهت حرکت در نیمرخ خاک بر اتلاف آنها از طریق آبشویی مؤثر است. ساختمان و بافت خاک بر نفوذپذیری و ظرفیت نگهداری آب قابل دسترس این مؤثر است.
عملیات مدیریت خاک:
بررسی تاریخچه ی مقدار مواد آلی در نظام های کشاورزی به بینش و تحقیق بیشتری نیاز دارد و اعلام وضعیت آینده مواد آلی خاک حتی به تشخیص بیشتر از این نیاز دارد. اگر چه اهمیت مواد آلی خاک غیرقابل تردید است. ولی اثر ان بر قابلیت تولید خاک آن قدر متنوع است که اصلاح نظام هایی که با تخریب خاک همراه است کمتر مورد تأکید قرار گرفته است ساختمان خاک یک خصوصیت پویاست که تحت تأثیر مواد آلی خاک، مدیریت نظام¬های کشت و شخم و شرایط آب و هوایی و زمان قرار دارد. شکل گیری ساختمان خاک تحت تأثیر عملیات زراعی، شخم، الگوی آب و هوا، رشد ریشه ی گیاه و فعالیت جانوران خاک قرار دارد. اصلاح طبیعی خاک نمونه ای از شکل گیری مجدد ساختمان در خاک های فشرده شده است. خاک هایی که ساختمان مناسب دارند برای رشد گیاه مطلوب تر هستند. نظام های مدیریت در تخریب یا بهبود ساختمان خاک نقش مؤثری دارند. شخم خاک های دست نخورده با عث تخریب ساختمان آن می شود. به محض اینکه خاک تخریب شد، ساختمان آن برای خسارت بعدی توسط عملیات مشابه حساس می شود. این تخریب باعث می شود که نیاز برای عملیات شخم جهت ایجاد شرایط مطلوب برای استقرار گیاهچه افزایش یابد اما این شرایط دوام زیاد نخواهد داشت. بدین ترتیب ، بسیاری از خاک های زراعی نوعی وابستگی به عملیات شخم دارند که می توان آن را اعتیاد به شخم نامید.
یک نظام مدیریتی پایدار خاک ترکیبی از مفاهیم زیر است: کنترل رفت و آمد ماشین آلات، زمان بندی اجرای شخم بر اساس مقدار آب خاک، محدود کردن عمق ، غرص و تعداد شخم؛ حفظ بقایای پوششی سطحی و استفاده کردن از تناوب های زراعی، کنترل رفت و آمد ماشین آلات مساحتی را که تحت تأثیر فشرده شدن قرار دارد محدود ساخته و در نتیجه زمین بیشتری از مزرعه که ساختمان مطلوب تری دارد باقی می ماند. اجرای شخم در زمان مناسب، خطر فشرده شدن و فرسایش را کاهش می دهد. محدود کردن منطقه شخم حجم خاک به هم خورده را کاهش داده، مواد آلی ساختمان خاک و ساختمان مطلوب موجود در منطقه¬ی شخم نخورده را حفظ می کند. فقط بقایای پوششی سطحی در کنترل فرسایش سهیم بوده و توازن انرژی سطحی و درجه¬ی حرارت خاک را تغییر می دهد.تناوب های دارای تحولات مقدار مواد آلی خاک را افزایش داده ثبات خاکدانه ها را بهبود بخشیده و در فراهم کردن ازت مشارکت دارند.
مدیریت گیاهان زراعی:
در تولید گیاهان زراعی – متغیرهای زیادی وجود دارند که تولید کننده می تواند کاملاً آنها را کنترل کند. این متغیرها شامل نوع گیاهان زراعی، رقم یا هیبرید، تراکم گیاهی، فاصله¬ی ردیف ها، مصرف کود واثر آفات است. متغیرهای دیگری نیز وجود دارند که می توان آنها را مستقیماً کنترل کند. این متغیرها شامل رطوبت ذخیره شده در بستر بذر، ساختمان خاک بیماری ها، تاریخ کاشت، طول دوره ی کاشت وتاریخ برداشت است. متغیرهای بسیاری هستند که کنترل آنها کم بوده و یا هیچ نوع کنترلی بر آنها صورت نمی گیرد، این متغیر (شامل یخبندان، رطوبت در زمان برداشت ، رطوبت در طی دروه ی رشد (به جزء آبیاری) باد، سیلاب، شیوع آفات و بیماری ها می باشد).
اقلیم یک ناحیه اولین شاخص تعیین کننده ، برای انتخاب نوع کشاورزی است.
فعالیت بیولوژیکی گیاهان زراعی بوسیله ی دامنه ای از درجه حرارت محدود می شود. حد پایین این محدوده به معنای نقطه ی انجماد آب و حد بالای آن درجه حرارتی است که پروتئین از بین می رود.
مدیریت علف های هرز:
امروزه نیز علفهای همانند گذشته برای کشاورزان مزاحمت ایجاد می کنند اما زمان و تلاشی که تولید کنندگان به مدیریت علف های هرز اختصاص می دهند به طور قالب توجهی کاهش یافته. صرفه جویی در نیروی کارگری را می توان عمدتاً به افزایش استفاده از کنترل شیمیایی علف های هرز عملکرد گیاهان زراعی را از طریق توقف رشد علف های هرز و اصلاح بعد از عملیات مدیریت ، مانند تغییر کاشت از حالت کپه ای بصورت ردیفی با تراکم زیاد افزایش داده است . البته کنترل شیمیایی علف های هرز راه علاج تمام مشکلات برای مدیریت علف های هرز نیست. علف کش ها با توجه به شرایط به کشاورزی پایدار معایبی نیز دارند. امروزه مردم درک کرده اند باید روش های دیگری را برای کنترل علف های هرز بکار برند. روش های مدیریتی علف های هرز را می توان حداقل به 4 گروه که اکثراً با هم همپوشانی دارند طبقه بندی کرد: کنترل بیولوژیکی ، زراعی، فیزیکی و شیمیایی . البته سه روش اول روش های اصلی جانشین روش کنترل شیمیایی می باشند مدیریت علف های هرز همیشه تلفیقی بوده.البته از زمان ظهور کشاورزی تا ابتدای قرن بیستم ، کنترل فزیکی علف های هرز یعنی وجین دستی و استفاده از هرس بعد از شخم بر روش های دیگر غالب بوده، با توسعه ی علف کش ها، مدیریت علف های هرز به سرعت جای خود را به کنترل شیمیایی داد. در نتیجه اهمیت روش های دیگر کاهش یافت ولی کنترل فیزیکی نسبت به کنترل زراعی بیشتر استفاده می شد وقتی از کنترل بیولوژیکی مقام بالاتری دانست.
البته به نظر می رسد اهمیت کنترل شیمیایی علف های هرز به دلایل مختلف از جمله موارد اجتماعی و محیطی کاهش یابد همچنین اهمیت عملیات زراعی و بیولوژیکی کنترل علف¬های هرز به سطحی بالاتر از مرحله ی قبل از پیدایش و بکارگیری علفکش ها ارتقاء خواهد یافت.درجه بندی روش های مدیریتی به صورت شیمیایی = > فیزیکی > زراعی> بیولوژیکی می باشد و دلایل این درجه بندی :
1- مواد شیمیایی راه حل سریع برای کنترل علف های هرز هستند، ترکیبات شیمیایی جدید خطر کمتری داشته و در مدیریت تلفیقی بکار می روند.
2- در آینده، ادوات سنتی و ماشین آلات مکانیکی جدید در مدیریت علف های هرز اهمیت خواهند داشت .
3- گیاهان زراعی از جمله گیاهان زراعی غالب (خفه کننده) که با کمک مهندسی ژنتیک توانایی رقابتی بالایی بدست آورده اند .
4- عوامل محدود کننده زنده ، عمدتاً عوامل بیماریزای گیاهی و متابولیسم های انها ، احتمالاً در مدیریت بعضی از علف های هرز مورد استفاده قرار می گیرند.
مدیریت تلفیقی آفات(IPM) و کشاورزی پایدار:
هدف کشاورزی پایدار وجود نظام های کشاورزی است که در طول زمان حفظ شده و طالب نهاده های زیادی نبوده و اثرات سوء قابل توجهی بر محیط زیست نداشته باشند . نظام های پایدار باید ثبات تولید داشته و برای تولید کننده سودمند بوده و در عین حال ثبات محیط را حفظ کنند. در نظام های کشاورزی پایدار نیز کنترل آفات وجود دارد زیرا اثرات آفات همیشه باعث عدم ثبات می شود. اثر مستقیم آنها برمحصولو اثر روش های به کار گرفته شده درمدیریت آفات. اثر مستقیم آفات شامل کاهش عملکرد، کیفیت و افزایش حساسیت گیاهان زراعی و دام ها به دیگر عوامل ایجاد کننده تنش می باشد.
اثر مدیریت شامل آلودگی محیط زیست، افزایش فرسایش خاک در اثر روش های کنترل زراعی – توسعه ی آفاتی است که نمی توان آنها را به آسانی کنترل کرد. بنابراین IPM برای کشاورزی پایدار مناسب و ضروری است البته باید توجه داشت که هیچ روشی از جمله IPM نمی تواند بطور کامل اثر آفات بر نظام های کشاورزی را حفظ کند. IPM سه هدف عمده دارد . هدف اول حفظ سودمندی یعنی سلامت اقتصادی در زمان مدیریت آفات است. هدف دوم : به حداقل رساندن فشار انتخاب ناشی از روش های مدیریتی بر جمعیتی آفات است. مقاومت آفات زمانی توسعه می یابد که یک روش مشخص مانند استفاده از یک آفت کش فشاری بر جمعیت آفات اعمال کند.
هدف سوم: فقط خصوصیات کیفی محیط بخصوص به حداقل رساندن اثر روش های مدیریتی بر محیط است .
بحث و نتیجه گیری
اگر کشاورزی پایدار را به جای اینکه یک هدف کاملاً مشخص شده در نظر بگیریم آن را یک مسیر کلی باید در امتداد آن به نقش خود ادامه داد فرض کنیم کشاورزان و سیاستگزاران می توانند بدون اینکه راجع مشخص کردن یک نظام پایدار که مورد قبول در سطح جهانی باشند. می توانند در سطح معقولی در این رابطه پیشرفت کنند.
در رابطه با تغییرات رفتاری که در پذیرش کشاورزی پایدار وجود دارد موضوع زیر مطرح است. اول ماهیت پایداری و افزایش روزافزون دانش ما در این رابطه است. دوم اینکه پایداری محتوایی است و دارای خصوصیات ویژه ای در هر مورد خاص است بدین معنی که یک نوع عملیات در یک مورد ممکن است برای مورد دیگر قابل پذیرش نباشد سوم چون کشاورزان گروه متجانس نیستند، تنوع عامل اساسی و نباید کلی گویی ها برای همه آنها تعمیم داده شود. به هر حال برای اینکه کشاورزی پایدار رایج شود باید عملیات مربوط به آن توسعه داده شود و بخش عمده ¬¬¬ای از کشاورزان فعلی را در برگیرد. شرایط فعلی کشاورزی رایج غالب است و توسعه ی آنها با شتاب زیادی صورت می گیرد و حدی از ایدئولوژی و عملیات کشاورزی پایدار که بتواند جایگزین آن شود هنوز مشخص نیست.
منابع و مآخذ:
1- جی، ال هاتفیلد؛ دی. ال. کارلن ، 1376، نظام های کشاورزی پایدار ، ترجمه : دکتر عوض کوچکی، مهندس محمد حسینی، مهندس حمید رضا خزاعی، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، ص 188
2- نشریه علمی تخصصی کشاورزی پایدار ، 1385، مدیریت حاصلخیزی پایدار خاک ، صص 11 و12